• امروز : دوشنبه, ۲۰ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 12 October - 2026
از افرینه تا فرماندهی پهپادی جنگ ۱۲روزه؛

روایت زندگی نابغه گمنامی که به شهادت رسید

  • کد خبر : 21325
  • ۲۰ مهر ۱۴۰۵ - ۸:۵۶
روایت زندگی نابغه گمنامی که به شهادت رسید
سردار شهید امین پورجودکی برخاسته از ایل بزرگ جودکی و تبار پرافتخار لرستان،با تکیه بر استعداد فنی،تخصص و سالها تلاش و مجاهدت،پله‌های پیشرفت را پیمود و به فرماندهی پهپادی غرب کشور رسید؛مسیری که سرانجام در جنگ ۱۲روزه،با شهادت این سردار سرافراز به نقطه اوج ایثار و فداکاری رسید

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «بیان روز»، پشت زندگی هر انسان، روایت‌هایی از ریشه‌ها، خانواده، رؤیاها و مسیرهایی نهفته است که او را به نقطه‌ای سرنوشت‌ساز می‌رسانند. گاهی مسیر زندگی مردانی که نامشان با ایثار و فداکاری گره‌خورده، از دل روزهایی ساده آغاز می‌شود؛ از خانه و خانواده، از علاقه‌ای کودکانه و از استعدادی که در گذر زمان، با دانش، پشتکار و تجربه به تخصصی اثرگذار تبدیل می‌شود.

سردار شهید امین پورجودکی، فرمانده پهپادی غرب کشور و از چهره‌های لرتبار عرصه هوافضا بود؛ مردی که علاقه‌اش به هواپیما و دانش فنی از دوران کودکی آغاز شد و در ادامه مسیر زندگی، او را به دنیای فناوری‌های پهپادی و هوافضا رساند.

سردار شهید امین پورجودکی، از جمله چهره‌هایی است که برای شناخت زندگی‌اش باید به گذشته بازگشت؛ به ریشه‌های خانوادگی در منطقه افرینه معمولان و ایل بزرگ جودکی، به سال‌های کودکی و علاقه‌اش به هواپیما و تجهیزات الکترونیکی و به مسیری که او را به عرصه هوافضا و فعالیت‌های پهپادی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رساند. روایت پدر و خواهر این شهید، بخش‌هایی از زندگی مردی را بازگو می‌کند که سال‌ها در سکوت و دور از چشم خانواده، مسیر تخصص و مسئولیت را پیمود.

از ریشه‌های خانوادگی در افرینه تا زندگی در اندیمشک

علی پورجودکی، پدر سردار شهید امین پورجودکی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی بیان روز با اشاره به پیشینه خانوادگی خود می‌گوید: ریشه خانواده‌اش به منطقه افرینه و ایل بزرگ جودکی بازمی‌گردد؛ منطقه‌ای که نسل‌های پیشین خانواده، از جمله پدربزرگ و پدرش، در آن زندگی می‌کردند.

به گفته وی، خانواده پورجودکی درگذشته در افرینه سکونت داشتند و بعدها راهی اندیمشک شدند و زندگی خود را در این شهر ادامه دادند؛ روایتی که بخشی از پیشینه خانوادگی سردار شهید امین پورجودکی را روشن می‌کند و زمینه‌ای برای شناخت مسیر زندگی او فراهم می‌آورد.

از تعمیر هواپیماهای اسباب‌بازی تا ورود به دنیای فناوری

فاطمه پورجودکی، خواهر سردار شهید امین پورجودکی، در روایت زندگی برادرش از سال‌هایی سخن می‌گوید که علاقه به هواپیما و تجهیزات الکترونیکی، از همان دوران کودکی در وجود او شکل‌گرفته بود؛ علاقه‌ای که با کنجکاوی، تلاش و یادگیری همراه شد و در ادامه، مسیر زندگی حرفه‌ای او را رقم زد.

امین متولد سال ۱۳۶۴ بود؛ کودکی که روزهای مدرسه و زندگی در کنار خانواده را می‌گذراند، درس می‌خواند و مانند هم‌سن‌وسالانش رؤیاهایی در سر داشت. بااین‌حال، در میان روزهای معمول زندگی، نشانه‌هایی از علاقه و استعداد ویژه او به چشم می‌خورد؛ نشانه‌هایی که بیش از همه در علاقه‌اش به هواپیماهای اسباب‌بازی و وسایل فنی نمایان می‌شد.

خواهرش از روزهایی یاد می‌کند که اگر کنترل هواپیمای اسباب‌بازی امین خراب می‌شد، او ساعت‌ها برای تعمیر آن وقت می‌گذاشت و تا زمانی که وسیله دوباره به کار نمی‌افتاد، دست از تلاش برنمی‌داشت. آن روزها شاید کمتر کسی تصور می‌کرد این علاقه کودکانه، سال‌ها بعد به فعالیتی تخصصی در حوزه هوافضا و فناوری‌های پهپادی پیوند بخورد.

امین پس از تحصیل در رشته الکترونیک و دریافت مدرک کاردانی، برای تکمیل مهارت‌های فنی خود در دوره‌های آموزشی شرکت کرد. بنا بر روایت خواهرش، توانایی‌های فنی او توجه یکی از مدرسان دوره را نیز جلب کرده بود؛ استعدادی که با آموزش و پشتکار پرورش یافت و زمینه را برای ورود او به عرصه‌ای تخصصی فراهم کرد.

سال‌های خدمت در سکوت و مأموریت‌های دور از خانواده

با ورود به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مسیر حرفه‌ای امین شکل تازه‌ای به خود گرفت. او سال‌های جوانی‌اش را در حوزه هوافضا و فعالیت‌های پهپادی سپری کرد و مسئولیت‌هایی بر عهده گرفت که جزئیات بسیاری از آن‌ها حتی برای نزدیک‌ترین اعضای خانواده‌اش نیز روشن نبود.

فاطمه پورجودکی روایت می‌کند که خانواده از فعالیت برادرش در مجموعه هوافضا آگاهی داشتند، اما از ابعاد کامل مسئولیت‌ها و مأموریت‌های او اطلاع چندانی نداشتند. امین گاهی برای مدت‌های طولانی از خانواده دور می‌شد و بازگشتش به خانه، پس از روزهایی از بی‌خبری و نگرانی، برای آنان اهمیت ویژه‌ای داشت.

یکی از این مأموریت‌ها، حضور او در سوریه بود؛ دورانی که خانواده مدتی از وضعیتش اطلاع دقیقی نداشتند. امین درباره فعالیت‌هایش کمتر سخن می‌گفت و معمولاً به پرسش‌های خانواده پاسخ‌هایی کوتاه می‌داد.

این کم‌گویی، در کنار مسئولیت‌های تخصصی و مأموریت‌های طولانی، تصویری از زندگی حرفه‌ای او ترسیم می‌کند که بخش مهمی از آن پشت درهای بسته و دور از نگاه نزدیکانش سپری شد.

برای خانواده، او پیش از هر عنوان و مسئولیتی، همان برادر آرام، مهربان و پرتلاشی بود که از کودکی می‌شناختند؛ جوانی که علاقه‌اش به دنیای فنی، به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی و خدمتش تبدیل شده بود.

روزهای جنگ و روایت‌هایی که پس از شهادت آشکار شد

با آغاز جنگ ۱۲ روزه، نگرانی خانواده درباره وضعیت امین افزایش یافت. خبر شهادت شماری از فرماندهان و دشواری برقراری ارتباط، روزهای پراضطرابی را برای نزدیکان او رقم زد. خانواده نمی‌دانستند او در چه شرایطی قرار دارد و چگونه مسئولیت‌هایش را دنبال می‌کند.

به روایت خواهر شهید، امین حتی در روزهایی که مجروح شده بود، خانواده را از وضعیت خود آگاه نکرد؛ چراکه نمی‌خواست نگرانی آنان افزایش یابد. بعدها، از طریق روایت هم‌زمان و همراهانش، بخش‌هایی از شرایط دشوار و مسئولیت‌هایی که بر عهده داشت برای خانواده روشن‌تر شد.

سرانجام، سردار شهید امین پورجودکی فرمانده پهپادی غرب و جنوب کشور خردادماه ۱۴۰۴ در حمله محور آمریکایی – صهیونیستی به شهادت رسید. با شهادت او، خانواده نه‌تنها با فقدان برادری عزیز روبه‌رو شدند، بلکه به‌تدریج با بخش‌هایی از زندگی حرفه‌ای و مسئولیت‌هایی آشنا شدند که سال‌ها در سکوت سپری شده بود.

شهادت امین، آغاز بازخوانی روایت‌هایی بود که پیش از آن کمتر به گوش خانواده رسیده بود؛ روایت‌هایی از تلاش، تخصص، مأموریت و پایبندی به مسئولیت. مردی که نزدیکانش او را با سادگی و کم‌حرفی می‌شناختند، در خاطرات هم‌رزمانش ابعاد دیگری از زندگی حرفه‌ای خود را به یادگار گذاشته بود

میراث یک زندگی؛ پیوند دانش، پشتکار و مسئولیت

فاطمه پورجودکی از برادرش به‌عنوان جوانی متخصص و پرتلاش یاد می‌کند که علاقه دوران کودکی‌اش به هواپیما و تجهیزات الکترونیکی را به مسیری جدی در زندگی حرفه‌ای تبدیل کرد. زندگی امین، در روایت خانواده‌اش، نمونه‌ای از مسیری است که در آن کنجکاوی اولیه با آموزش، تجربه و سال‌ها تلاش همراه شد و به پذیرش مسئولیت‌های تخصصی انجامید.

روایت سردار شهید امین پورجودکی، داستان کودکی علاقه‌مند به هواپیما، جوانی مشتاق دانش و فرمانده‌ای است که سال‌های عمر خود را در مسیر فعالیت‌های تخصصی و خدمت سپری کرد؛ روایتی که از خاطرات پدر و خواهرش آغاز می‌شود و تصویری از پیوند ریشه‌های خانوادگی، استعداد فردی و مسئولیت‌پذیری به دست می‌دهد.

امین رفت، اما خاطره آن کودک کنجکاو و جوان پرتلاش در ذهن خانواده باقی ماند؛ روایتی از علاقه، پشتکار و سال‌هایی که بخش مهمی از آن در سکوت گذشت. شاید همین روایت‌های خانوادگی است که کمک می‌کند چهره انسانی مردانی که نامشان با شهادت گره‌خورده، در کنار مسئولیت‌ها و فعالیت‌هایشان، برای نسل‌های بعد نیز شناخته‌شده و ماندگار بماند.

انتهای خبر/

لینک کوتاه : https://bayanerooz.ir/?p=21325
  • نویسنده : فیروزه حاتمی

برچسب ها

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.