اخبارشهرستان
اخبارجديد
پربیننده ترین

علامه سیدنعمت‌الله جزایری شخصیتی برجسته و فقیهی گمنام ومشروح پیام مقام معظم رهبری دربزرگداشت مقام ومنزلت این علامه کبیر

کد خبر: ۷۶۸۵
تاریخ انتشار: پنجشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۰۳

به گزارش بیان روز :

تولد  ((صباغیه )) یكی از جزایر پیرامون بصره ، در حدود 1050 ق . شاهد تولد نوزادی بود كه خانه سید عبدالله را در شادمانی فرو برد. سید عبدالله كه از نوادگان امام كاظم علیه السلام به شمار می آمد فرزند دلبند خویش را نعمت الله نامید و در نخستین فرصت به مكتب سپرد.

درمسیرتحصیل 

  نعمت الله روزهای كودكی را شتابان پشت سر نهاد و با بهره گیری از دانشوران صباغیه ، شط بنی اسد، حویزه و بصره به یازده سالگی رسید. در این هنگام همراه برادرش سید نجم الدین رهسپار شیراز شد و به یاری شیخ جعفر بحرانی در مدرسه منصور به اقامت گزید. تهیدستی بسیار نعمت الله ، سرانجام وی را از انزوای ویژه روزگار آغازین درس بیرون آورده ، به نسخه برداری از كتابها، تصحیح نسخه ها و حاشیه نویسی كشاند.

فرزند سید عبدالله گاه تا بامداد كار می كرد، درس می خواند و پس از نماز صبح و مطالعه ویژه بامدادی سر بر كتاب نهاده ، لحظه ای می آرامید. آنگاه تا نیمروز تدریس می كرد و پس از نماز ظهر به درس یكی از استادان می شتافت .

او خود خاطره آن روزهای دشوار را چنین نگاشته است :  ... وقتی اذان ظهر بر می خاست به درس می شتافتم ... البته بیشتر وقتها نمی توانستم نان تهیه كنم ، بنابراین تا شامگاه گرسنه می ماندم . اغلب هنگامی كه شب فرا می رسید به اندازه ای در اندیشه درس فرو می رفته بودم نمی دانستم در روز چیزی خورده ام یا نه ! پس از مدتی فكر می كردم و در می یافتم كه چیزی نخورده ام ...   تلاش سید تابستان و زمستان نمی شناخت . برای او همه فصلها فصل درس ‍ بود. آنچه فرزند سخت كوش صباغیه درباره یكی از زمستانهای شیراز نگاشته ، درستی این گفتار را نشان می دهد:  من درسی داشتم كه حاشیه های آن را بعد از نماز صبح زمستان می نوشتم . سرمای هوا و بسیاری تلاش باعث می شد كه خون از دستم جاری شود!... سه سال روزگارم بدین سان گذشت .  

ناگفته پیداست كه كار نسخه برداری همواره برقرار نبود. بنابراین نوجوان بین النهرین گاه چنان در تهیدستی فرو می رفت كه حتی توان خرید لقمه نانی را نداشت .

در چنین موقعیت دشواری چراغ حجره اش به سبب بی روغنی خاموش می ماند و سید نعمت الله را در اندوهی جانكاه فرو می برد. او برای تحمل گرسنگی توان بسیار داشت ولی هرگز نمی توانست به دلیل ناداری درس شامگاهی را ترك كند. بنابراین به مهتاب ، خانه دوستان یا مسجد جامع پناه می برد.   شیراز با همه دشواریها، جاذبه هایی نیز داشت .

جاذبه هایی كه ثروتمندان و تهیدستان به یك اندازه از آن بهره مند می شدند. باغهای سرسبز، چشم اندازهای پر گل و چشمه های زلال را باید در شمار این جاذبه های طبیعی جای داد. زیباییهایی كه گاه نوجوان صباغیه را به بیرون شهر و اقامت یك هفته ای در گلستانها كشانده ، بر نشاط و اشتیاقش می افزود. 

سرانجام پیامهای پیوسته پدر، نعمت الله را به سمت صباغیه رهسپار ساخت . پدر و مادر، كه برای دیدار فرزند روز شماری می كردند برای آنكه او را در روستا ماندگار سازند مراسم ازدواج بر پا داشتند و پیوند سید نعمت الله با دختر عمویش را جشن گرفتند.

  بیست روز پس از ازدواج در حالی كه سید اندیشه شیراز را - دست كم برای مدتی - از خود دور ساخته بود، زیارت یكی از دانشوران جزایر و گفتار ارزنده وی اشتیاق مدرسه را در دل او بیدار ساخت . به گونه ای كه در همان محفل تصمیم به ادامه درس گرفت و چون از خانه آن دانشمند بیرون آمد بی آنكه كسی را آگاه سازد رهسپار شیراز شد.

ولی این بار اقامت در مدرسه منصوریه دیری نپایید. پس از مدتی خبر درگذشت پدر وی را در اندوه فرو بردو اندكی بعد دست حوادث مدرسه را به آتش كشید. سید نعمت الله با خاطره استادان بزرگ شیراز: شیخ جعفر بحرانی (متوفای 1091 ق .) ابراهیم بن ملاصدرا، شاه ابوالولی بن شاه تقی الدین شیرازی ، سید هشام بن حسین احسابی ،شیخ صالح بن عبد الكریم كزكزانی (متوفای 1098 ق .) راه اصفهان را پیش گرفت . 

درپناه آفتاب  فرزند صباغیه در اصفهان از محضر حافظ سید محمد میرزا جزایری ، میرزا رفیع الدین محمد بن حیدر طباطبایی (متوفای 1079 ق .)، شیخ عماد الدین یزدی ، محقق سبزواری (متوفای 1090 ق .) شیخ علی بن شیخ محمد عاملی ،شیخ حر عاملی (متوفای 1104 ق .)، شیخ حسین بن جمال الدین خوانساری (متوفای 1097 ق .)، امیر اسماعیل خاتون آبادی (متوفای 1116 ق .)، ملا محسن فیض كاشانی (متوفی 1091 ق .) و علامه محمد باقر مجلسی بهره گرفته ، در تهیدستی و گرسنگی به سوی قله های كمال پیش رفت .

ولی تندگدستی سپاهان دیری نپایید. گوهر صباغیه را باز شناخت و او را حمایت مادی و معنوی خویش برخوردار ساخت . سید نعمت الله اینك می توانست برون از دغدغه روغن چراغ و غذا به پژوهش پردازد و استاد را در انجام رسالت بزرگش یاری دهد. او خود خاطره آن روزها را چنین ثبت كرده است :  ((من در وقت تالیف (بحارالانوار) شب و روز در خدمتش بودم و در حل بعض احادیث مشكله با همدیگر مباحثه می نمودیم ، بلكه بعض اوقات ایشان مرا از عالم خواب بیدار می كرد و درباره حل بعضی احادیث مراجعه می نمود... به خاطر كمك به وی شبها در اتاقش می خوابیدم .

او با من بسیار مزاح می كرد و می خندید تا از مطالعه خسته نشوم ، ولی با همه اینها هر گاه می خواستم نزدش حضور یابم از شدت هیبت و عظمت وی دلم چنان می تپید كه مدتی پشت در می ایستادم تا به حالت عادی باز گردم .))  توقف در خانه ناخدای فرزانه دریاهای نور چهار سال به درازا كشید.

اندك اندك مدرسه ای كه میرزا تقی دولت آبادی بنیاد نهاده بود تكمیل شد و سید نعمت الله در آن مركز علمی به تدریس پرداخت .   بدین ترتیب آفتاب تابناك صباغیه از افق مدرسه دولت آبادی برآمد و همه حوزه های آن روز را تحت تاثیر قرار داد. آگاهی و دانش فراوان ، فروتنی ، ساده زیستی ، روی گشاده و بیان روشنی كه دانشور بین النهرین از آن برخوردار بود دانشجویان بسیاری را به مدرسه دولت آبادی كشاند. حضور چشمگیر دانش پژوهان و برقراری درسهای گوناگون ، مطالعه ، تحقیق ، تدریس و تالیفی كه چهار سال پیاپی ادامه یافت و سرانجام دیدگان استاد بزرگ مدرسه را به ضعف و بیماری كشاند. 

هر چند دانشمند گرانمایه جزایر نخست درد چشم را نادیده می گرفت و آن را پدیده ای گذرا می پنداشت ، بزودی از مطالعه باز ماند و بینایی اش با خطری جدی روبرو شد.

حكیمان در درمان چشم استاد بسیار كوشیدند ولی دریغ كه داروهایشان جز رنج مدرس جوان ثمری به بار نیاورد. سید نعمت الله كه پس از عمری مبارزه با ناكامیها داروی دردش را از حكیمان بهتر می شناخت به برادرش سید نجم الدین گفت : می خواهم راه عراق پیش ‍ گیرم و از زیارت معصومان كامیاب شوم .  سید نجم الدین كه خود در آرزوی زیارت پیشوایان آسمان تبار به سر می برد، بی درنگ پاسخ داد: من نیز همراهت خواهم آمد.

 

خاکهای مسیحایی 

  برادران نیكبخت جزایری به سمت عراق رهسپار شدند و پس از سفری بسیار دشوار به ((سامرا)) رسیدند. حضور راهزنان ، هراس ‍ كاروان كوچك مشتاقان اهل بیت علیه السلام و سرانجام رهایی مومنان در سایه قرآن كریم از نكات فراموش ناشدنی این سفر به شمار می آید. دانشور پرهیزگار صباغیه به داستان آن كرامت قرآنی را چنین باز گفته است :  ((... وقتی به نهر رسیدیم اسبهای دزدان آشكار شد. پس به سوی ما تاختند. من آیه الكرسی خواندم و همه همراهان را فرمان دادم تا آیه الكرسی بخوانند.

چون دزدان به ما رسیدند نخست از ما فاصله گرفته ، در گوشه ای به تفكر پرداختند. آنگاه به سمت ما آمده ، گفتند: شما راه را گم كرده اید البته درست می گفتند، ما راه را گم كرده بودیم . دزدان یكی از افرادشان را با ما همراه ساختند تا ما را به منزل بعدی رساند.))   سید پس از زیارت معصومان خفته در سامرا به كاظمین شتافت و از آن سرزمین مقدس رهسپار كربلا و نجف شد.

او از آرامگاه هر امام معصوم قدری خاك برداشته ، آنها را در آمیخت و سرمه دیدگان ساخت این داروی گرانبها بی درنگ اثر بخشید و بینایی و توان جوانی را به چشمان استاد مخلص مدرسه دولت آبادی باز گرداند.   البته دستاورد سفر به عراق تنها درمان دیدگان نبود. او علاوه بر بهره های بسیار معنوی ، در مزار امیر مومنان گوهری سپید یافت و آن را نگین انگشتری ساخت . 

داغ یک همسفر 

  سید سپس راه صباغیه را پیش گرفت تا ضمن دیدار بستگان به سوی اصفهان حركت كند. ولی ابرهای نگرانی و ناآمنی بر مسیر سپاهیان سایه افكنده بود. حسین پاشا (حاكم بصره ) كه در انتظار رسیدن عثمانیان و درگیری با آنها به سر می برد، وی را به زندگی در قلعه القرنه ناگزیر ساخت . سید كتابها و خانواده اش را همراه برادر به حویزه فرستاده ، خود به نگارش ‍ ((شرح تهذیب )) پرداخت . اندك اندك القرنه به محاصره عثمانیان درآمد. استاد مدرسه دولت آبادی پس از چهار ماه زندگی در محاصره فرصتی طلایی به دست آورده ، رهسپار حویزه شد و دو ماه در آن آبادی به سر برد. سپس راه اصفهان را پیش گرفت و پس از توقفی شش ماهه در شوشتر و دهدشت ، در حالی كه دستش به سبب فرو افتادن از چار پا آسیب دیده بود، به اصفهان رسید. 

هر چند درد دست پس از پنج ماه بهبود یافت ولی بیماری بر جانش پنجه افكنده ، او را تا وادی رازناك مرگ پیش برد. مدتی بعد امواج درد فرو نشست و پیكر سید بر ساحل تندرستی رسیدتا در آزمونی دشوار شركت جوید. آزمونی كه درشب جمعه اول شعبان 1079 ق . با مرگ سید نجم الدین تحقق پذیرفت .   مرگ برادر و رفیق راههای سراسر رنج و خاطره زندگی ، استاد پاكدل مدرسه دولت آبادی را در ماتمی جانكاه فرو برد. مانعی كه تا پایان عمر پیوسته با او بود و به گفته خودش جز با خفتن زیر خروارها خاك فراموش نمی شد.

فرزانه غمگین بین النهرین شبها با خاطره نجم الدین می خفت و روزها دیده بر كتابهای برادر دوخته ، در سوگ آن ستاره خاموش می گریید. اندك بعد راه خراسان پیش گرفت تا كشتی توفان زده روانش در ساحل رضا علیه السلام لختی آرامش یابد.

مرجع جنوب  سید در بازگشت از خراسان ، در سبزوار بیمار شد و با رنج بسیار خود را به اصفهان رساند. در این روزگار نامه های فراوان از شوشتر و حویزه دریافت كرد. نامه هایی كه وی را به آن شهرها فرا می خواند. فقیه پاك رای صباغیه ناگزیر به قرآن كریم پناه برد و به راهنمایی آن كتاب مقدس شوشتر را برگزید و در روزهای پایانی 1079 ق . دعوت فتحعلی خان (حاكم خوزستان ) را اجابت كرد و به شوشتر پای نهاد. او در آن دیار مسجدها و مدرسه های دینی فراوان پی افكند و به ترتیب مشتاقان علوم اهل بیت علیه السلام پرداخت .

آن بزرگمرد علاوه بر اقامه نماز جماعت و ارشاد مردم در مسجد جامع ، در خیابانها به راه می افتاد و اصناف و پیشه وران را با آداب اسلامی آشنا می ساخت .

اندك اندك نهال هایی كه او كشته بود بارور شد و دانشورانی توانا به جامعه عرضه كرد.

دانشورانی كه به آبادیهای دور و نزدیك می شتافتند و مردم را با اهل بیت علیه السلام آشنا می ساختند.چون خبر تلاشهای موفقیت آمیز فقیه بلند آوازه صباغیه به شاه سلیمان صفوی رسید چنان تحت تاثیر قرار گرفت كه بی درنگ در ضمن فرمانی ، او را به شیخ الاسلامی جنوب برگزید و همه مناصب شرعی آن دیار را به وی وانهاد.   او كه اینك مرجع دینی اهالی خوزستان و جنوب عراق به شمار می آمد در پی هدایت مردم و از میان برداشتن دشمنی قبیله ها تلاش فراوان كرده ، اطلاعیه های گوناگونی با مهرهای ویژه خویش ، كه به عبارتهای ((و ان تعدوا نعمه الله لاتحصوها)) و ((الواثق بالله نعمه الله )) آراسته بود، به دور و نزدیك می فرستاد. 

درسوگ آفتاب  در این زمان فرصتی پدید آمد تا پس از تولد نخستین فرزندش ، سید نور الدین ، همراه استاد فرزانه اش ، شیخ حر عاملی ، به زیارت خانه خدا شتابد.

مكه چنان فقیه نامور صباغیه را جذب كرد كه اندكی پس از بازگشت ، دیگر بار اسباب سفر آماده ساخت و در حدود 1905 ق . عازم حریم امن الهی شد.  

در بازگشت از دومین زیارت هنوز داغ از دست دادن فرزند دلبندش ، سید حبیب الله را فراموش نكرده بود. كه خبر درگذشت رهبر روشن بین حوزه های علمیه ، حضرت علامه محمد باقر مجلسی وی را در اندوه فرو برد. از این رو شتابان راه اصفهان را پیش گرفته ، در مراسم تشییع و تدفین ستاره تابناك آسمان دانش و پرهیزگاری شركت جست .

و پس از مدتی توقف دیگر بار به شوشتر بازگشت . ولی درد از دست دادن گوهری چون علامه مجلسی بزرگتر از آن بود كه پیكر نحیف مرجع شوشتر توان تحملش ‍ را داشته باشد.

بنابراین راه خراسان پیش گرفت تا آفتاب تابناك مشرق رضا علیه السلام قلب مجروحش را التیام بخشد.  مرجع روشن بین شوشتر در بازگشت از حریم پاك رضوی مدتی در گرگان توقف كرده ،مومنان آن را سامان را از دریای دانش و اخلاص خویش ‍ سیراب ساخت . آنگاه به جانب خوزستان ادامه مسیر داد تا همچنان روشنگر راه پاكدلان آن سرزمین باشد.

درخت آسمانی  پیر دانشور صباغیه شاگردان بسیاری تربیت كرد كه هر یك در گوشه ای از جهان اسلام به هدایت مردم و تدریس علوم اهل بیت پرداختند، دانشورانی چون : ابوالحسن اصفهانی غروی ، ابوالحسن شوشتری ، شیخ علی بن حسین بن محیی الدین جامعی عاملی ، فتح الله بن علوان الكعبی الدورقی ، قاضی محمد تقی بن قاضی عنایت الله شوشتری ، شیخ محمد بن علی بن حسین نجار شوشتری ، محمود بن میر علی میمندی و ده ها شخصیت دیگر از شاگردان او به شمار می آیند.

نوشته های سبز  حضرت سید نعمت الله جزایری كتابهای گرانبهایی كه فراتر از 55 عنوان است ، از خود به یادگار نهاد. نوشته هایی كه نام برخی از آنها را بر می شماریم :  الانوار النعمانیه فی بیان معرفه النشاه الانسانیه ، انیس الفرید فی شرح التوحید، تحفه الاسرار فی الجمیع بین الاخبار، الجواهر الغوالی فی شرح عوالی اللثالی ، ریاض الابرار فی مناقب الائمه الاطهار، زهر الربیع ، الغایه القصوی ، عقود المرجان فی تفسیر القرآن ، مشكلات المسائل ، منبع الحیاه فی اعتبار قول المجتهدین من الاموات ، نوادر الاخبار، النور المبین فی قصص الانبیاء و المرسلین ، هدیه المبین و تحفه الراغبین و ده ها اثر دیگری كه به صورت حاشیه و شرح نوشته شده است .

مسافرملکوت  مرجع 62 ساله جنوب آنگاه كه به سمت خوزستان ادامه مسیر می داد به شدت بیمار شد كاروانیان چون به جایدر (منزلگاهی نزدیك پلدختر) رسیدند سید را فرو آوردند تا لختی بیاساید، لیكن در این وادی بیماری شدت یافت و سرانجام در شب جمعه 22 شوال 1112 ق . دیدگانی كه به بركت خاك مقبره امامان معصوم علیه السلام فروغی آسمانی یافته بود، برای همیشه بسته شد.  مسافران پاكدل شوشتری پیكر پاك مرجعشان را غریبانه در جایدر به خاك سپردند.

نیكان آن سامان ، كه قدر گوهر رخشان جزایر را می دانستند، بر آرامگاهش ساختمانی سراسر عشق و اخلاص بنیاد نهادند و برای تامین مخارج قاریان و خدمتگزاران حرمش موقوفاتی در نظر گرفتند.

اینك جایدر در سایه ایمان ، پرهیزكاری و خلوص سرور فقیهان خوزستان چون خورشید به همه گیتی نور امید و رستگاری می پراكند. مومنان بسیار از گوشه و كنار كشورهای اسلامی بدان سامان روی آورده ، مراد خویش از سید سپید دست صباغیه می گیرند و شادمان باز می گردند. هر چند شرح كامیابیهای مومنان پاكدلی كه در سایه عنایت آن مرجع وارسته به خواستهایشان دست یافته اند، فرصتی بیش این نوشتار می جوید ولی نگاهی گذرا به داستان كوتاه كامروایی نیكبخت پاكستان ، شیخ حسین بخش جعفری ما را با شناسایی جایگاه والای معنوی آفتاب رخشان بین النهرین آشناتر می سازد.  شیخ حسین به سبب محكومیت برادرش به اعدام ، بسیار نگران بود.

شبانگاه سیدی گران پایه در خواب می بیند و مشكل خویش با وی در میان می نهد.  سید به وی می فرماید: در آرامگاهم به دیدارم بیا، گره از كارت گشوده خواهد شد، ان شاء الله !  شیخ حسین می پرسد: آقای من ! شما را نمی شناسم . كیستید؟ جایگاهتان كجاست ؟  سید می فرماید: دوستی داری كه فردا به سوی ما حركت می كند، با او رهسپار شو!  شیخ حسین بامداد یكی از آشنایانش را می بیند و داستان رویای معنوی را به باز می گوید.

آن دوست كه اندیشه زیارت آفتاب تابناك پلدختر در سر داشت ، در شگفتی فرو می رود و شیخ حسین بر مرقد بزرگمرد وارسته صباغیه خدا را می خواند و چون باز می گردد، خبر رهایی برادرش را از اعدام دریافت می كند. 

نسل آفتاب  فقیه فرزانه شوشتر چهار فرزند داشت :  سید نور الدین ، سید حبیب الله ، سید محمد شفیع قاضی و سید جمال الدین . از این گروه سید حبیب الله در كودكی گیتی را وداع گفت و سید نور الدین وارث دانش ، حكمت و ادب پدر شد.

  آن بزرگوار كه در سال 1088 ق . پای به هستی نهاده بود از محضر دانشوران سپاهیان سود برده ، پس از رحلت پدر مقام شیخ الاسلامی شوشتر را به عهده گرفت . از آنجا كه نسل سید نعمت الله بیشتر از ناحیه نورالدین بر جای مانده ، نوادگان مرجع فرزانه شوشتر را ((سادات نوریه )) می نامند.

مقبره علامه جزایری درشهرستان پلدختراست که همیشه بخصوص درایام تعطیل میزبان عاشقان زیادی ازشهرستان ودیگرنقاط کشورمی باشدوهرساله بمناسبت رحلت این علامه کبیرکه مصادف باشهادت حضرت امام جعفرصادق(ع) است مراسم بزرگداشتی باحضورنوادگان وی درپلدختربرگزارمی شود. 

متن پیام مقام معظم رهبری درموردعلامه کبیرسیدنعمت الله جزایری: 

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خیلى متشکّریم از جناب آقاى جزائرى و بقیّه‌ى آقایان که به فکر افتادند این شخصیّت بزرگ و گمنام را معرفى کنند. گمنام از این جهت که اگر چه مرحوم سیّد نعمت‌اللّه جزائرى با دو کتاب معروف است: زهر الرّبیع و انوار نعمانیّه(۲)، لکن شأن مرحوم سیّدنعمت‌اللّه خیلى بالاتر از اینها است.

ایشان، هم فقیه بودند ــ فقیه ماهرى است مرحوم سیّدنعمت‌اللّه ــ و هم محدّث خبیر و متوسّعِ در کتاب‌هاى اخبار بودند، هم ادیب بودند. جالب اینجا است که خانواده‌ى اینها یک خانواده‌اى‌اند که علاوه‌ى بر فقاهت و حدیث، اهل ادب و لغت و اینها هستند؛ مرحوم سیّد نورالدّین ــ پسر ایشان ــ کتاب معروف فروق اللّغات(۳) را نوشته که فقط یک کتاب لغت نیست، معنایش تسلّط کامل بر لغت عربى است؛ نوه‌ى ایشان هم مرحوم سیّدعبداللّه جزائرى است؛ یعنى سه نسلْ پشت سرِ  هم جزو علماى برجسته و معروفند، در حوزه‌هاى علمیّه شناخته شده هستند.

البتّه هر سه بزرگوار اخبارى‌اند؛ مرحوم سیّدعبداللّه بیشتر، سیّدنعمت‌اللّه و سیّدنورالدّین کمتر؛ لکن مرحوم سیّد نعمت‌اللّه با اینکه اخبارى است، به آراء و نظرات اصولیّین توجّه دارد و کتابى هم ایشان دارد ــ من حالا اسم کتاب یادم نیست ــ در لزوم رجوع به کتب فقها؛ که مراد ایشان از فقها،طبعاً فقهاى اصولى هستند. مرد بزرگى است ایشان.

آثار و تألیفات ایشان زیاد است. حالا جنابعالى فرمودید حدود شصت تألیف؛ من حالا آن طور که در ذهنم بود، می‌دانستم ایشان حدود سى چهل تألیف دارند؛ که در بین اینها شروح مهمّ کتب اربعه‌ى ما هست - یعنى ایشان شرح تهذیب دارد، شرح استبصار دارد، به‌نظرم شرح کافى دارد - شرح بسیارى از کتاب‌هاى صدوق را دارد - مثل توحید صدوق و مانند اینها. یعنى یک شخصیّت بسیار برجسته‌اى است ایشان در تبحّر و احاطه‌ى بر حدیث شیعه؛ و همراه با نگاه دقیق فقهى، نه فقط حدیث.

ایشان شاگرد علّامه‌ى مجلسى است. خب، علّامه‌ى مجلسى مرد خیلى بزرگى است، یعنى کسى نگاه کند به بیانهایى که ایشان در بحار - در ذیل روایات - دارد، میفهمد که این مرد هم فقیه است، هم متکلّم است، هم اهل عقلیّات است. مجلسى خیلى بزرگ است، منتها فقط به حدیث معروف شده؛ در حالى که این‌جور نیست. ایشان محدّث هم هست - خب کتاب حدیث ایشان، بحارالانوار، کتاب بزرگى است  - لکن فقیه متکلّم صاحب‌نظر ]است[، گاهى اوقات ایشان یک آراء بسیار برجسته‌اى در مسائل کلامى و عقلى - در ذیل روایات - دارد که اینها خیلى برجسته است. مرحوم سیّد نعمت‌اللّه شاگرد یک چنین کسى است، شاگرد مرحوم علّامه مجلسى. شاگرد فیض ظاهراً، به نظرم ایشان شاگرد فیض هم بوده است. به هر حال شخصیّت برجسته‌اى است.

حالا کتاب زَهرُ الرّبیع هم با اینکه یک کتابى است که در حوزه‌هاى علمیّه به عنوان یک کتاب فکاهى و اینها معروف شده، لکن نشان‌دهنده‌ى این است که فقهاى ما، بزرگان ما، علماى ما، در عین کارهاى عمیق علمى و فقهى به این جور مسائل هم توجّه داشتند.

یعنى ایشان در اوّل زهر الرّبیع - ما شاید پنجاه شصت سال قبل از این زهر الرّبیع را نگاه میکردیم - میگوید که دیدم طلبه‌ها احتیاج دارند به یک تفنّنى و تفکّهى، این کتاب را براى آنها نوشتم؛ یعنى کتابى است که ایشان نوشته براى اینکه طلبه‌اى که حالا غرق در کارهاى علمى در مدرسه و در حجره و اینها است، یک وسیله‌اى براى تفکّه داشته باشد؛ یعنى غافل از این چیزها نبودند. حالا ما اینجا خشک بنشینیم، تا یک کسى آن طرف یک شوخى‌اى کرد فوراً به ما بربخورد! این‌جورى نبودند علماى ما؛ آن هم عالمى مثل سیّد نعمت‌اللّه که اخبارى و متصلّب و اینها است دیگر؛ امّا این چیزها را هم داشتند.

به نظر من این تفنّن علماى گذشته‌ى ما خیلى مهم است؛ که یک نمونه‌اش هم همین فروق اللّغات است که عرض کردیم سیّد نورالدّین - پسر ایشان - با اینکه فقیه است، با اینکه محدّث است، شاگرد پدرش است، امّا در عین حال این‌جور چیزی را در باب لغت می‌نویسد. به هر حال به نظر ما شخصیّت برجسته‌اى است مرحوم سیّد نعمت‌اللّه.

و خب خاندان هم خاندان علم‌اند، بحمداللّه تا امروز هم این خاندان خاندان علم بوده‌اند، و امیدواریم همیشه همین‌جور باشد. و تجلیل از ایشان تجلیل از علم است و تجلیل از معارف الهیّه است؛ این بزرگواران معرفى بشوند خیلى خوب است. بخصوص اگر بتوانید، کتابهاى ایشان را تحقیق بکنید، چاپ کنید.

انوار نعمانیّه مکرّر چاپ شده البتّه، آن کتاب کتاب معروفى است، لکن کتابهاى دیگر ایشان در دسترس نیست، یعنى کمتر توجّه شده به کتابهاى حدیثى ایشان و شروحى که ایشان بر احادیث نوشتند. ان‌شاءاللّه موفّق و مؤیّد باشید. از آقاى حسینى(۴) هم که کمک میکنند به این کارها تشکّر میکنیم.

والسّلام علیکم و رحمةاللّه‌

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 0
انتشار یافته: 1
علی حیدر محمودوند نژاد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۸:۳۷ - ۱۳۹۳/۱۰/۰۴
0
0
السلام وعلی اهل عبادکالصالحین سلام بر بارگاهملکوتیش سلام بر جد بزرگوارش خدا را شاکریم که بر ما منت نهاد فرزندی از فرزندان راستین زهرا را در دیار ما قرار داده تا ما اهل جایدر از الطافش بع سعادت برسیم سلم بر علامه شعیر جزایری وسلا م بر رهبر عزیز و فرزانه ما امام خامنه ای

نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: